بررسی سازوکار خرید و فروش برق در بورس انرژی و اثر آن بر کاهش وابستگی نیروگاهها به بودجه و تسویههای دولتی
در سالهای اخیر، یکی از مهمترین موضوعات در تحلیل صنعت برق و نیروگاههای بورسی، حرکت تدریجی این صنعت از سازوکارهای کاملاً دستوری و متمرکز به سمت ابزارهای بازارمحور بوده است. در این میان، بورس انرژی ایران بهعنوان بستری برای عرضه، معامله و کشف قیمت حاملهای انرژی، بهویژه برق، جایگاهی فزاینده در تحلیل آینده صنعت نیروگاهی پیدا کرده است. برای سرمایهگذار حرفهای، بورس انرژی صرفاً یک بستر معاملاتی نیست؛ بلکه یکی از حلقههای مهم اصلاح ساختار اقتصادی صنعت برق و افزایش شفافیت عملکرد شرکتهای نیروگاهی به شمار میرود.
صنعت برق ایران طی سالهای متمادی با چالشهایی مانند نرخگذاری دستوری، تأخیر در وصول مطالبات، اتکای بالا به سازوکارهای دولتی، شکاف میان هزینه و درآمد و ضعف جریان نقدی نیروگاهها مواجه بوده است. در چنین ساختاری، حتی شرکتهایی که از نظر عملیاتی ظرفیت مناسبی دارند، ممکن است بهدلیل اختلال در فرایند تسویه یا وابستگی به منابع عمومی، از منظر نقدینگی و کیفیت درآمد تحت فشار قرار بگیرند. به همین دلیل، هر مکانیسمی که بتواند مسیر فروش برق را شفافتر، رقابتیتر و نقدپذیرتر کند، در ارزیابی بنیادی این صنعت اهمیت بالایی دارد.
بورس انرژی از همین زاویه، یک ابزار کلیدی تلقی میشود. هرچه سهم معاملات برق از مسیر بازارهای شفافتر و مبتنی بر قراردادهای مشخص افزایش یابد، امکان کشف بهتر قیمت، تنوعبخشی به خریداران، بهبود زمانبندی وصول وجوه و کاهش اتکای مطلق نیروگاهها به بودجه عمومی یا سازوکارهای دولتی تسویه بیشتر میشود. در واقع، بورس انرژی را میتوان بخشی از مسیر گذار صنعت برق از الگوی سنتی و متمرکز به سمت الگوی کاراتر و قابل اتکاتر دانست.
البته این تحول نه کامل است و نه بدون چالش. هنوز سهم سیاستگذاری عمومی، قیمتگذاری، مداخلات تنظیمگر و محدودیتهای ساختاری در صنعت برق ایران بالاست و بورس انرژی نیز در خلأ عمل نمیکند. اما با وجود این محدودیتها، توسعه معاملات برق در بورس انرژی میتواند به تدریج بخشی از ناکارآمدیهای مالی و اطلاعاتی صنعت را کاهش دهد و برای نیروگاهها فضای بهتری در حوزه فروش، وصول منابع و برنامهریزی مالی ایجاد کند.
برای نهادهای تخصصی مدیریت دارایی مانند شرکت سبدگردان دارایی نیکی، تحلیل نقش بورس انرژی در صنعت نیروگاهی از دو منظر اهمیت دارد: نخست، از زاویه تحلیل بخشی و چشمانداز اصلاحات ساختاری؛ و دوم، از منظر تحلیل بنیادی شرکتهای نیروگاهی و کیفیت جریان نقد آنها. در فضایی که بازار بهدنبال تشخیص شرکتهای برخوردار از مزیت نسبی در محیط جدید انرژی است، فهم اثر بورس انرژی بر مدل کسبوکار نیروگاهها اهمیت دوچندان پیدا میکند.
در این مقاله، بررسی میکنیم که بورس انرژی چه نقشی در معاملات برق دارد، خرید و فروش برق در این بستر چگونه انجام میشود، این سازوکار چه اثری بر شفافیت و نقدینگی شرکتهای نیروگاهی دارد، چگونه میتواند وابستگی آنها به بودجه و تسویههای دولتی را کاهش دهد، و در نهایت، سرمایهگذار حرفهای باید در تحلیل این روند به چه نکاتی توجه کند.
بورس انرژی چیست و چرا در صنعت برق اهمیت دارد؟
بورس انرژی ایران بازاری سازمانیافته برای معامله برخی حاملهای انرژی و ابزارهای مرتبط است که با هدف افزایش شفافیت، کشف قیمت، استانداردسازی معاملات و توسعه ابزارهای بازارمحور ایجاد شده است. در این بستر، بخشهایی از معاملات مرتبط با انرژی میتوانند از چارچوبهای سنتی و غیرشفاف فاصله بگیرند و در قالب سازوکاری قانونمند، قابل رصد و مبتنی بر عرضه و تقاضا انجام شوند.
در صنعت برق، اهمیت بورس انرژی از آنجا ناشی میشود که این بازار میتواند بخشی از فروش برق را از الگوی صرفاً اداری و متمرکز خارج کند و امکان معامله را در فضایی شفافتر و رقابتیتر فراهم آورد. این موضوع بهویژه برای نیروگاهها اهمیت دارد؛ زیرا کیفیت درآمد در این صنعت فقط به میزان تولید وابسته نیست، بلکه به مسیر فروش، نحوه تسویه، زمان دریافت وجوه و شفافیت قراردادها نیز وابسته است.
چرا بورس انرژی برای صنعت برق مهم است؟
– ایجاد بستر شفاف برای عرضه و معامله برق
– کمک به کشف بهتر قیمت در مقایسه با سازوکارهای صرفاً دستوری
– امکان تنوعبخشی به خریداران و مسیرهای فروش
– ارتقای قابلیت برنامهریزی مالی برای نیروگاهها
– کاهش بخشی از ابهام در فرایند فروش و تسویه
– تقویت نقش بازار در تخصیص منابع در صنعت برق
به بیان ساده، بورس انرژی میتواند بخشی از فاصله میان اقتصاد واقعی صنعت برق و چارچوب سنتی فروش و تسویه را کاهش دهد.
خرید و فروش برق در بورس انرژی چگونه انجام میشود؟
برای درک اثر بورس انرژی بر شرکتهای نیروگاهی، ابتدا باید فهمید که برق در این بستر چگونه معامله میشود. اگرچه جزئیات اجرایی و مقررات ممکن است بسته به نوع قرارداد، بازار و شرایط عرضه متفاوت باشد، اما در سطح کلی، بورس انرژی بستری است که در آن تولیدکننده برق میتواند برق یا تعهد تحویل برق را در چارچوب مشخص عرضه کند و مصرفکننده یا خریدار واجد شرایط از طرف تقاضا وارد معامله شود.
اجزای اصلی این فرایند
عرضهکننده
در سمت عرضه، معمولاً نیروگاهها یا شرکتهای دارای مجوز عرضه قرار دارند که بخشی از تولید خود را در چارچوب بورس انرژی عرضه میکنند.
خریدار
در سمت تقاضا، خریداران میتوانند شامل مصرفکنندگان بزرگ، شرکتهای مجاز، واسطههای دارای مجوز یا سایر بازیگران تعریفشده در چارچوب مقررات باشند.
بستر معاملاتی
معامله در یک بستر رسمی و قابل رصد انجام میشود که در آن اطلاعات عرضه، قیمت، شرایط تحویل و سایر ویژگیهای معامله شفافتر از بسیاری از روشهای سنتی ثبت و منتشر میشود.
قرارداد و تسویه
پس از انجام معامله، فرایند تسویه و اجرای تعهدات در قالب قواعد از پیش تعیینشده صورت میگیرد. همین قاعدهمند بودن، یکی از مهمترین مزیتهای بورس انرژی برای بازیگران صنعت برق است.
نتیجه این ساختار چیست؟
در این الگو، نیروگاه فقط یک فروشنده منتظر تخصیص اداری نیست؛ بلکه میتواند در چارچوبی بازارمحورتر، برق خود را به خریدار مشخص، با شرایط معین و در فضای شفافتری عرضه کند. این تغییر، از منظر تحلیلی میتواند بر کیفیت درآمد، قابلیت پیشبینی جریان وجوه و کاهش عدمقطعیت در وصول منابع اثر مثبت داشته باشد.
تفاوت فروش برق در بورس انرژی با سازوکارهای سنتی چیست؟
در تحلیل اثر بورس انرژی، مقایسه آن با الگوهای سنتی فروش برق اهمیت زیادی دارد. در سازوکارهای سنتی، نیروگاهها معمولاً با وابستگی بیشتری به ساختارهای متمرکز، زمانبندیهای اداری و فرایندهای تسویهای مواجهاند که در بسیاری از موارد، انعطافپذیری و شفافیت کمتری دارند.
مهمترین تفاوتها
1) شفافیت بیشتر در فرایند معامله
در بورس انرژی، اطلاعات مربوط به عرضه و قیمت در بستر شفافتری قرار میگیرد و این امر امکان تحلیل دقیقتر را برای بازار فراهم میکند.
2) کاهش ابهام در قیمتگذاری
هرچند صنعت برق همچنان از سیاستگذاری عمومی اثر میپذیرد، اما معاملات بورسی میتوانند تا حدی کشف قیمت را به واقعیتهای بازار نزدیکتر کنند.
3) افزایش قابلیت رصد برای سرمایهگذار
وقتی بخشی از فروش در بسترهای شفاف انجام میشود، تحلیلگر بهتر میتواند کیفیت درآمد و مسیر فروش شرکت را ارزیابی کند.
4) بهبود ساختار تسویه
یکی از جذابترین ابعاد بورس انرژی برای نیروگاهها، امکان بهبود نظم و انضباط در تسویههاست؛ موضوعی که مستقیماً بر نقدینگی شرکت اثر دارد.
5) کاهش وابستگی مطلق به مسیرهای دولتی
فروش از طریق بورس انرژی میتواند سهم نیروگاه از معاملات با خریداران متنوعتر را افزایش دهد و به کاهش تمرکز ریسک کمک کند.
شفافسازی معاملات برق چه اثری بر تحلیل بنیادی نیروگاهها دارد؟
برای بازار سرمایه، شفافیت فقط یک ارزش نهادی نیست؛ بلکه مستقیماً بر قابلیت تحلیل، ارزشگذاری و تصمیمگیری سرمایهگذاری اثر میگذارد. هرچه معاملات برق در بستر شفافتری انجام شود، تحلیلگر با اطمینان بیشتری میتواند کیفیت درآمد شرکت را بررسی کند.
آثار شفافیت بر تحلیل بنیادی
شفافتر شدن نرخهای فروش
زمانی که بخشی از معاملات در فضای رسمی و شفاف انجام شود، ارزیابی میانگین نرخ فروش و پایداری آن آسانتر میشود.
کاهش ابهام درباره ترکیب درآمد
تحلیلگر بهتر میتواند تشخیص دهد چه سهمی از درآمد شرکت از مسیرهای رقابتیتر، نقدشوندهتر یا پایدارتر تأمین شده است.
بهبود قابلیت سناریونویسی
شفافیت بیشتر در معاملات، امکان پیشبینی بهتر عملکرد آینده شرکت را تقویت میکند.
کاهش عدمتقارن اطلاعاتی
هرچه اطلاعات معاملاتی در بستر عمومیتر و نظاممندتر قرار گیرد، شکاف اطلاعاتی میان بازیگران بازار کاهش مییابد.
ارتقای کیفیت ارزشگذاری
وقتی دادههای فروش و تسویه قابل اتکاتر باشند، برآورد جریان نقدی و ارزش ذاتی شرکت نیز واقعبینانهتر خواهد شد.
در نتیجه، بورس انرژی از نگاه تحلیلگر بنیادی صرفاً یک محل فروش برق نیست؛ بلکه منبعی برای بهبود کیفیت دادههای تحلیلی نیز محسوب میشود.

بورس انرژی چگونه به بهبود نقدینگی شرکتهای نیروگاهی کمک میکند؟
یکی از مهمترین چالشهای تاریخی شرکتهای نیروگاهی، فاصله میان شناسایی درآمد و دریافت نقد بوده است. در بسیاری از موارد، نیروگاه ممکن است در صورتهای مالی سود شناسایی کند، اما در عمل، دریافت وجوه با تأخیر، ابهام یا فشار نقدینگی همراه باشد. این مسئله باعث میشود کیفیت سود کاهش یابد و شرکت در تأمین سرمایه در گردش، پرداخت بدهیها یا اجرای تعمیرات با محدودیت مواجه شود.
بورس انرژی میتواند از چند مسیر به بهبود این وضعیت کمک کند:
1) نظم بیشتر در فرایند تسویه
معاملات بورس انرژی معمولاً در چارچوب قواعد شفافتری انجام میشوند و همین موضوع میتواند نظم بیشتری به زمانبندی و سازوکار تسویه بدهد. برای نیروگاه، این یعنی پیشبینیپذیری بالاتر در دریافت منابع.
2) کاهش طول چرخه وصول
هرچه وابستگی شرکت به تسویههای طولانی و اداری کمتر شود، دوره وصول مطالبات نیز میتواند کوتاهتر شود. این عامل مستقیماً نقدینگی عملیاتی شرکت را تقویت میکند.
3) کاهش فشار بر سرمایه در گردش
نیروگاهی که منابع خود را سریعتر دریافت میکند، برای تأمین هزینههای جاری، تعمیرات، خرید تجهیزات یا بازپرداخت تعهدات، کمتر به استقراض کوتاهمدت وابسته میشود.
4) کاهش نیاز به بدهی مالی
بهبود جریان نقد میتواند نیاز شرکت به استفاده از تسهیلات بانکی و تحمل هزینههای مالی را کاهش دهد. این موضوع در محیط نرخ سود بالا اهمیت مضاعفی دارد.
5) بهبود کیفیت سود
سودی که با پشتوانه جریان نقد واقعی همراه باشد، از نظر سرمایهگذار ارزندهتر از سودی است که صرفاً در سطح حسابداری شناسایی شده اما تبدیل به نقد نمیشود.
وابستگی نیروگاهها به بودجه دولتی چگونه کاهش مییابد؟
یکی از موضوعات کلیدی در صنعت برق ایران، وابستگی بخشی از زنجیره درآمدی نیروگاهها به بودجه عمومی، نهادهای دولتی یا سازوکارهای تسویه مبتنی بر ساختارهای متمرکز است. این وابستگی باعث میشود که عملکرد مالی شرکتها فقط تابع تولید و فروش نباشد، بلکه به وضعیت منابع عمومی، اولویتهای بودجهای و کارایی نظام پرداخت نیز گره بخورد.
بورس انرژی از چه مسیرهایی این وابستگی را کاهش میدهد؟
1) متنوعسازی طرفهای معامله
وقتی نیروگاه بتواند بخشی از برق خود را در بستری رقابتیتر به خریداران متنوعتر عرضه کند، اتکای آن به یک مسیر محدود فروش کاهش مییابد.
2) تقویت قراردادهای بازارمحور
معامله در بستر بورس انرژی به توسعه روابط قراردادی روشنتر و مبتنی بر قواعد تجاری کمک میکند؛ چیزی که وابستگی به تخصیص و تسویه اداری را کاهش میدهد.
3) نزدیکتر شدن درآمد شرکت به منطق بازار
هرچه سهم درآمدهای مبتنی بر معامله واقعی و قیمتپذیری بیشتر شود، شرکت کمتر به سازوکارهای جبرانی و بودجهای وابسته خواهد بود.
4) کاهش فشار نقدینگی ناشی از تأخیرهای بودجهای
در صورت بهبود سازوکار وصول از طریق بورس انرژی، بخشی از اختلالات نقدی ناشی از تأخیر در تأمین یا تخصیص منابع عمومی تعدیل میشود.
البته باید توجه داشت که این کاهش وابستگی، تدریجی و نسبی است، نه کامل و ناگهانی. صنعت برق همچنان صنعتی سیاستگذارمحور است، اما بورس انرژی میتواند به مرور، وزن منطق بازار را در آن افزایش دهد.
توسعه معاملات برق در بورس انرژی چه مزایایی برای شرکتهای نیروگاهی دارد؟
گسترش استفاده از بورس انرژی برای فروش برق، علاوه بر بهبود نقدینگی، مزایای تحلیلی و اقتصادی دیگری نیز برای نیروگاهها دارد.
مهمترین مزایا
1) بهبود شفافیت درآمدی
سرمایهگذار بهتر میتواند منشأ درآمد شرکت را ارزیابی کند.
2) افزایش انعطافپذیری فروش
نیروگاه از اتکای کامل به یک الگوی فروش فاصله میگیرد و مسیرهای متنوعتری پیش روی خود میبیند.
3) ارتقای قدرت برنامهریزی مالی
وقتی زمانبندی فروش و وصول شفافتر باشد، شرکت بهتر میتواند درباره هزینهها، سرمایهگذاری و تعهدات تصمیم بگیرد.
4) کاهش هزینه فرصت منابع
وصول سریعتر وجوه باعث میشود منابع شرکت کمتر در چرخه مطالبات قفل شوند.
5) افزایش جذابیت تحلیلی برای بازار سرمایه
شرکتی که درآمد شفافتر، نقدشوندهتر و بازارمحورتر دارد، برای تحلیلگر و سرمایهگذار حرفهای قابل اتکاتر است.
چه محدودیتها و چالشهایی در مسیر توسعه بورس انرژی وجود دارد؟
با وجود مزایای مهم، نباید نقش بورس انرژی را اغراقآمیز و بدون توجه به محدودیتها تحلیل کرد. این بستر در عمل با چالشهایی نیز روبهروست که بر سرعت و عمق اثرگذاری آن در صنعت برق تأثیر میگذارند.
مهمترین چالشها
1) سهم هنوز محدود معاملات بازارمحور
تا زمانی که بخش بزرگی از صنعت برق همچنان در چارچوبهای سنتی عمل کند، اثر بورس انرژی نیز نسبی خواهد بود.
2) تداوم مداخلات تنظیمگری
بازار برق ایران همچنان تحت تأثیر جدی سیاستگذاری عمومی قرار دارد و این مسئله میتواند دامنه کشف آزاد قیمت را محدود کند.
3) عدم توازن ساختاری در صنعت برق
ناترازی تولید و مصرف، مشکلات زیرساختی و فشار بر شبکه، گاهی اجازه نمیدهد منطق صرفاً بازارمحور بهراحتی پیاده شود.
4) محدودیت تنوع خریداران در برخی دورهها
عمق بازار و تنوع فعالان سمت تقاضا، یکی از عوامل کلیدی موفقیت بورس انرژی است.
5) لزوم توسعه فرهنگ و زیرساخت معاملاتی
هم نیروگاهها و هم خریداران برای استفاده مؤثر از ابزارهای بورسی، نیازمند توسعه فرآیندها، دانش و انطباق عملیاتی هستند.
اثر بورس انرژی بر ارزشگذاری نمادهای نیروگاهی چیست؟
از منظر بازار سرمایه، توسعه نقش بورس انرژی میتواند بر ارزشگذاری شرکتهای نیروگاهی اثرگذار باشد؛ البته نه بهصورت خطی و یکسان برای همه نمادها. شرکتی که بتواند سهم بیشتری از درآمد خود را از مسیرهای شفافتر و نقدشوندهتر تأمین کند، ممکن است از چند جهت برای سرمایهگذار جذابتر شود:
مسیرهای اثرگذاری بر ارزشگذاری
– بهبود کیفیت سود
– کاهش ریسک جریان نقدی
– کاهش نیاز به استقراض کوتاهمدت
– بهبود پیشبینیپذیری عملکرد مالی
– کاهش بخشی از ریسک وابستگی به تسویههای دولتی
– افزایش اعتماد بازار به پایداری درآمد
در نتیجه، تحلیلگر میتواند برای شرکتهایی که در استفاده از بسترهای بازارمحور موفقتر هستند، در سناریوهای ارزشگذاری خود وزن متفاوتی قائل شود. البته این موضوع باید با بررسی جزئیات هر شرکت، نه صرفاً بر مبنای عضویت در گروه نیروگاهی، انجام شود.
سرمایهگذار حرفهای در تحلیل این موضوع باید به چه نکاتی توجه کند؟
بررسی نقش بورس انرژی در عملکرد نیروگاهها نیازمند نگاه جزئینگر و دادهمحور است. سرمایهگذار حرفهای باید از خود بپرسد:
1) چه سهمی از فروش شرکت از مسیرهای بازارمحور انجام میشود؟
هرچه این سهم بیشتر باشد، اثر بالقوه بورس انرژی بر عملکرد مالی ملموستر خواهد بود.
2) آیا معاملات بورسی به بهبود واقعی وصول نقد منجر شدهاند؟
صرف فروش در بورس کافی نیست؛ باید دید اثر آن بر چرخه نقد شرکت چه بوده است.
3) ترکیب خریداران شرکت چگونه است؟
تنوع خریداران میتواند ریسک تمرکز درآمدی را کاهش دهد.
4) آیا شرکت از نظر عملیاتی توان بهرهگیری از این بستر را دارد؟
ظرفیت تولید، آمادگی، کیفیت مدیریت فروش و انطباق با سازوکارهای معاملاتی اهمیت زیادی دارد.
5) این تغییر چه اثری بر هزینه مالی شرکت گذاشته است؟
اگر بورس انرژی باعث بهبود نقدینگی شده باشد، باید در کاهش نیاز به استقراض یا بهبود نسبتهای مالی منعکس شود.
6) آیا بازار این تحول را در قیمت سهم منعکس کرده یا هنوز مغفول مانده است؟
گاهی اثرات مثبت ساختاری پیش از آنکه در سود اسمی دیده شوند، در کیفیت تحلیلی شرکت ظاهر میشوند.
نقش بورس انرژی در آینده صنعت برق ایران
در افق بلندمدت، بورس انرژی میتواند یکی از ارکان مهم بازارسازی در صنعت برق باشد. اگر این بستر همراه با اصلاحات مکمل مانند بهبود مقررات، توسعه قراردادهای دوجانبه، تقویت حقوق خریداران و فروشندگان، و تسهیل کشف قیمت گسترش یابد، میتواند صنعت برق را از چند جهت متحول کند:
– افزایش سهم معاملات شفاف و رسمی
– کاهش بخشی از ناکارآمدیهای مالی
– تقویت سرمایهگذاری در تولید برق
– ارتقای امکان برنامهریزی برای نیروگاهها
– جذابتر شدن صنعت برای سرمایهگذاران بازار سرمایه
– کاهش تدریجی وابستگی به سازوکارهای صرفاً بودجهمحور
البته تحقق این افق، مستلزم استمرار اصلاحات و هماهنگی نهادهای تنظیمگر، سیاستگذار و بازار سرمایه است. اما در هر صورت، جهتگیری به سمت ابزارهای شفافتر و رقابتیتر، یکی از مهمترین روندهایی است که آینده صنعت نیروگاهی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
جمعبندی
بورس انرژی در صنعت برق ایران، فراتر از یک بستر معاملاتی، بهمثابه یکی از ابزارهای مهم شفافسازی، بهبود کیفیت درآمد و تقویت نقدینگی شرکتهای نیروگاهی قابل تحلیل است. در شرایطی که صنعت برق با چالشهایی مانند تأخیر در وصول مطالبات، وابستگی به تسویههای دولتی، فشار بر سرمایه در گردش و ابهام در کیفیت درآمد مواجه است، توسعه معاملات برق در بورس انرژی میتواند بخشی از این مشکلات را تعدیل کند.
شفافتر شدن معاملات، نظم بیشتر در تسویه، تنوعبخشی به مسیرهای فروش و کاهش وابستگی مطلق به بودجه عمومی، از مهمترین مزایای این روند برای نیروگاههاست. در عین حال، باید توجه داشت که اثر بورس انرژی هنوز به میزان توسعه واقعی این بازار، عمق معاملات، کیفیت مقررات و سطح اصلاحات ساختاری در صنعت برق وابسته است.
برای سرمایهگذار حرفهای، تحلیل نقش بورس انرژی در شرکتهای نیروگاهی فقط یک موضوع نهادی یا سیاستی نیست؛ بلکه مستقیماً به ارزیابی کیفیت سود، پایداری جریان نقد، ریسک مالی و ارزشگذاری نمادها مربوط میشود. از این منظر، شرکتهایی که بتوانند بهتر از این بستر استفاده کنند و سهم بیشتری از درآمد خود را در مسیرهای شفافتر و نقدپذیرتر محقق سازند، ممکن است در آینده از مزیت تحلیلی و سرمایهگذاری بالاتری برخوردار شوند.
برای شرکت سبدگردان دارایی نیکی، این موضوع میتواند یکی از محورهای مهم در تحلیل بخشی صنعت نیروگاهی و شناسایی شرکتهایی باشد که در گذار تدریجی صنعت برق ایران به سمت سازوکارهای بازارمحور، موقعیت بهتری برای خلق ارزش دارند.
